گریهبا سلام مجدد از این  پس تصمیم گرفتم در میان  هقته برای خسته نشدن شما از سفر نامه ارمنستان یک داستان واقعی  را برایتان شرح دهم . سفر نامه ارمنستان هر پنجشنبه برایتان به رشته تحریر در می اید . خدا بیامرزد  عزیز نسین را کسانی که  با نوشته های نامبرده اشنایی دارند میدانند که نامبرده شخصی بود که مطالبش را در کمال ساده گی بیان میکبرد به خاطر همان بود که بر دل  مینشست من بنا بر این دارم مطالبم را شفاف وبدون اصطلاحات ان چنانی بیان کنم تا بر دل نشیند . یادم  می اید در 25 سال پیش سر کلاس انشا‘‘  معلم   انشا‘ می گفت خا طرات  روزانتان را  هر شب بنویسید چند شبی به حرف معلم میکردیم  و مینو شتم پس از چند روز از نوشتن خسته می شدم و نمی نوشتم ولی امروزه خدا رحمت کند کسی که  باعث اختراع  کامپیوتر واز جمله اینترنت شد چقدر راحت می توانی بدون در دست گرفتن قلم و کاغذ هر زمان اراده کردی ودلت گرفت شروع به نوشتن کنی و تازه مطمعن باشی که خوانندگانی از سراسر گیتی  مطالبت را میخوانند و در صدی از خوانندگان خا طراتی مشابه تو دارند . خسته شدید برای مقدمه  بس است . بر گردیم سر داستان ابگوشت گردن . شاید بپرسید منظور از گردن چیست  .گردن قسمتی از اعضای گوسفند است. که متصل به سر گوسفند است .یعنی اخرین قسمت گوسفند ار  بالا تنه . خوب ماد ر عیال اینجانب در ست مدت 4 ماه است. که به بچه های من قول  ابگوشت گردن داده است. نامبرده هر زمان دعوت در منزل من  یا در منتطقه دیگری جهت تعطیلات به صرف نهار دعوت میشود. پس از خوردن دو لو پی  در پایان صرف غذا اظهار میدارد شما هفته اینده  دعوت ما هستید. به صرف اب گوشت گردن. ولی به سلامتی تمام خوانندکان وبلاک هنوز پس از 4 ماه گذشته . وما ابگوشت گردن را ندیده ایم . امروز که مصادف با عید قدیر بود .طبق دعوت مادر زن .بچه ها تقاضای رفتن به منزل مامان جون را داشتند (.ننه کولو.)به صرف نهار مامان جون .( ننه کولو.) که عیال مثل شیر غران داد زدند. که با با جون .مریض است . دعوت به هفته اینده موکول شده است . خوب من گفتم . این چه ابگوشت گردنی بود که قسمت ما نمی شود. خلاصه با گفتن این کلمه از دهان من عیال  باد کرد. و شروع به غلمبه و سو لو مبه کرد. که تا این زمان  هنوز عیال به طرفداری از با با جون و ما ماجون .(ننه کولو)از ما قهر است.عجب ابگوشت  پر دردسری. شما را به خدا یک ابگوشت گردن چقدر هزینه دارد که ماما جون هنوز قادر به تهیه ان نیست.. من به این جور افراد می گویم انسان های....  . ما در زن وپدر زن پس از گذشت 65 سال. تازه به فکر جمع کردن مال افتاده اند . خدا کند این وبلاگها ی خواندنی به گوش عیال  پدر عیال . برادر عیال . خواهرعیال نرسد وگرنه تقاضای جدایی و طلاق عیال  از من حتمی است.  البته من هر چه گفتم واقعیت است. در این  جهان هستی ممکن است شرایط من را عده ای .   داشته باشند  که وقتی بخوانند انگار از درون دل انها صحبت کرده ای .  من از ز مان ازدواج  توانسته ام. هر فصل  یک مرتبه  جهت شام ویا نا هار در منزل پدر زن حضور داشته باشیم . هر فصل  برابر 4 ماه است شما چطور . منز ل برادر زن هر یک سال یک مرتبه بچه ها رویی نمی بینند .  بروند . در سال یک مرتبه به صرف نا هار یا شام نوع غذا  ....... . چطور است  چه عالی . از این بهتر نمی شود ولی در منزل اینجانب .  بنا   به دستور عیال و سخاوتمندی خودم .باز است .  ما ماجون (ننه کولو ). با با جون . داداش جو. خواهر جو .. بفر مایید . شما را  به خدا  بدون تعارف . سفره حضرت عباس است تعارف نکنید. . اینجا هیآت است . . هیچ مشکلی نیست و نوش جان . بخورید  . بیاشامید. بروید. . تا . دعوت بعدی . چطور است. از این بهتر  نمی شود . مدت 18 سال است ادامه دارد . خدا به صاحب سفره برکت دهد .  .ه قسمت ششم سفر نامه ارمنستان را بخوانید .گریهگریهگریه