سلام به تمام دوستانی که مشوق راهم بودند امروز  میخواهم برخلاف  هفته های گذشته که یک میان هفته برایتان ثبت می کردم از این به بعد دو وبلاگ برایتان در میان بگذارم البته ممکن است خسته کننده باشد ولی امتحانش ضرری ندارد من بنا داشتم شبهای جمعه برایتان خاطرات سفرهای برون مرزی را تعریف کنم البته خاطره به معنای این نیست که وقت شما عزیزان را بگیرم بلکه نظر دارم کوتاهترین وکم هزینه ترین را ه مسافرت را همچون الفبا برایتان شرح دهم از جمله سفر نامه ارمنستان  که گویای این سند است . خوب امروز نظر دارم به توصیه برادر بزرگوار واستاد ارجمندم جناب عادل   داستان مدال برنز که واقعی است بپردازم . من مدتی است برای رفع خستگی به ورزش بدن سازی مشغول هستم یک ماه پیش توسط مدیر باشگاه خاوران اقای اشرفی اطلاع دادند که مسابغه استانی  تک پرس در مشهد اغاز میگردد. من مصمم به شرکت در این مسابغه شدم در اوایل به مقدار کمی می توانستم پرس رو سینه جابجا کنم ولی به مرور زمان وتمرین ظرف مدت کمی توانستم رکورد م را افزایش دهم نا گفته نماند در ان باشگاهی که من مشغول تمرین هستم اقایی میان سالی است که مشغول تمرین است نامبرده در اوایل اشناییم به خودم می گفتم چقدر چاق و چومبه است این اقا . پس از اشنایی. نامبرده گفت که من قهرمان کشورم  با خودم گفتم ای مگه میشود با این هیکل واین وزن قهرمان کشور باشد خلاصه سر صحبت باز شد نامبرده گفت بلی من دارای 6 مدال طلای کشوری در مسابقه پاور لیف تینگ هستم من گفتم چطور میشود کسی با این هیکل گنده در حدود 150 کیلو وزن قهرمان شود با خودم حلاجی می کردم دو دوتا چار تا میکردم خلاصه قرار براین شدبرای مسابغه استانی به اتفاق این برادر بزرگوار سنگین وزن ویک اقای محترم پر وزن به مسابغه اعزام شویم در اغاز برای کارهای اداری به تربیت بدنی شهرستان معرفی شدیم وسپس با معرفی تربیت بدنی  روز جمعه ساعت 5/5صبح برای رفتن به مشهد با وسیله شخصی یکی از دوستانئ که همراه  ما بود  به اتفاق مربی باشگاه و تیم مربوطه به مشهد اعزام شدیم . صبح ساعت 8 به استادیم قدس در طلاب رسیدیم گرسنه وتشنه مربی تیم بنا بر این داشتند که اقایان هیچ غذایی نخورند تا وزنشان بالا نرود و پس از وزن کشی صبحانه بخوریم وزن کشی ساعت 9 شروع شد وما نفس را حتی  جهت خوردن صبحانه کشیدیم از سالن بیرون امدیم وسراغ کله پزی را گرفتیم پس از پیمودن دو خیابان وپرسیدن مغازه کله پزی از دور تابلوی دکان را دیدیم وخوشحال دویدیم پس از وارد شدن به داخل مغازه ودر خواست ابگوشت کله صاحب مغازه گفت که گوشت تمام شده است که با گفتن این کلمه لرزه به اندام ما ورزشکاران افتاد که ناگاه دوست همراه ما که گرسنه تر از همه بود گفت ابگوشت تنها وبدون گوشت چطور صاحب مغازه گفت ابگوشت تنها داریم وما خوشحال شدیم جای شما خالی خوشمزه بود چونکه گرسنه بودیم پس از خوردن ابگوشت به سالن برگشتیم که بلند گو ی سالن اعلام مسابغه از ساعت 12 ظهر را نمود . مسابغه اغاز شد به ترتیب نوجوانان 52 کیلو تا 59 کیلو زمان سپری 3 ساعت طول کشید در اوزان گوناگون سپس جوانان همچون  نوجوانان . بزرگسالان . ودر اخر وقت در ساعت  30/7 دقیغه نوبت به پیشکسوتان رسید شاید بپرسید پیشکسوت در جامعه ورزشی به چه معناست باید بگویم سنین و وزن در مسابغات ورزشی ملاک است خوب ورزشکاران 40 سال تا 50 سال مستر یک نا  مگذاری  شد ه است -و 50 سال تا 60 سال مستر 2 نامگذاری شده است و 60 سال تا 70 سال مستر 3 نامگذاری شده است  و70 تا 80 سال مستر 4 نا میده میشود البته در اوزا ن خودش ملاک است . بلند گوی سالن اسامی را اعلام کرد من در مستر 2 بودم  هم وزنهای من هم اعلام شدند سپس مسابغه تک پرس پیشکسوتان اغاز شد  مسابغه فشرده بود هر کس وزنی را انتخاب می کرد وان وزنه به عنوان رکورد نامبرده ثبت میشد مر حله اول به پایان رسید مرحله دوم با وزنه پیشنهادی شروع میشد بلاخره در وزن وسن من یکی 100 کیلو را زد ودیگری 85 کیلو را روی سینه کشید ومن هم 80 کیلو  بلاخره با حذف شدن دو نفر در اوزان مربوطه توانستم مدال برنز را کسب کنم خوب نوبت دوست سنگین وزن رسید نامبرده باحمل وزنه 70 کیلو توانست مغام اول استان را کسب و مدال طلا را از برای خود به ارمغان بیاورد خوب شاید  سو ال  شود  چطور با وزنه 70 کیلو مدال طلا . بلی چنین است ایشان به علت اینکه هم وزن در مسابغات ندارند همیشه در هر مسابغه ای اول میشوند در استا ن هم وزن نامبرده نبود در کشور گاهی  هم وزن نامبرده نیست به همین دلیل ا ىن  دوست چاق وچله ما همیشه مدال طلا را کسب میکند . من اول خیال میکردم که نامبرده 200 کیلو را می تواند روی سینه اش حمل کند  دیدم نه چنین نسیت حال اگر شما خوانند گان عزیز دارای چنین وزنی هستید می توانید جهت مسابغات کشوری شرکت کنید ومطمعن باشید که دارای یک مدال طلای براق خواهید شد من به شماقول  می دهم پس اصلا نگران نباشید . خلاصه روز جمعه ما هم به سلا متی تمام شد و به وطن برگشتیم . بدرود