با سلامی به گرمی افتاب . امروز پنشنبه به سلامتی تمام وبلاگ خوانان وبلگ نویسان ازصبح شبکه اینترنتی من تا هم اکنون که ساعت 7 بعد اظهر است قطع است . که ناچارا از خیر adsl پر سرعت گذشتم وبا خرید یک عدد کارن شبکه اینترنتی محلی توانستم وارد شبکه شوم . خوب جای شکرش باز هم باقیست . بگذریم داستان این هفته من قسمت دوم سفر به ترکیه است . در هفته گذشته داستان سفر من بدانجارسید . که مسافرین از قطار پیاده شدند. ووارد کشتی دریاچه وان  جهت عزیمت به کشور تر کیه شدند . خوب ساعت حدود 12 نیمه شب است . مسافرین داخل کشتی هستند . خسته . بی در کجا. هر کسی عالمی دارد یکی در حال خوردن غذا . دیگری در حال گوش کردن موسیقی با هنس فری. دیگری کنار کشتی لاش به لاش افتاده وخوابش برده . ودیگری در حال شیر دادن فرزندش . وتعدادی که اولین سفرشان از داخل ایران است .ذوق کرده ودر حال پای کوبی ورقصند . خوب بگذریم . راستی این سفر بهتر است از اردیبهشت شروع شود .تا اواخر شهریور ماه زیرا به بعد هوا اندکی سرد می شود . کشتی پس از گذشت یک ساعتی از نیمه شب به حرکت در می اید . رو به سوی ان طرف دریاچه وان . 5 تا 6 ساعتی طول می کشد. تا این کشتی نفر بر افراد را به ان طرف ببرد. سفر با کشتی هم  عالمی دارد . رویایی است . دلپذیر وخوشایند است . البته من عقیده دارم تمام مسافرت ها زیباست . ودل انگیز است . انسان انرژی می گیرد مخصوصا انرژی مثبت . پس لازم است. برای ادامه حیات باید مسافرت کرد . تا هم بتوانی زیبایی های طبیعت را ببینی و هم بتوانی به افرینش هستی پی ببری . پس تا می توانی سفر کن . حال اگر این سفرها در سنین جوانی باشد. چه بهتر . سفر فرد را اب دیده می کند. وتجربه می اموزد . خوب بلاخره این کشتی مسافر بری ساعت حدود 6 صبح به ان طرف اب میرسد . چه لذتی دارد طلوع خورشید در کشتی واقعا دیدنی است . باید تجربه کنی . عظمت خورشید در دریای بی کران . طلوع صبحدم بهاری . واقعا زیباست . خوب گفتیم بلاخره ساعت 6 صبح کشتی با مسافرانش به ان طرف دریاچه وان که دریاچه مرزی است رسیدند . خوب مسافران در کمال ارامش باید پیاده شوند . یک ساعتی طول می کشد پیاده شدن مسافرین وجمع وجور شدنشان . سپس قطار ترک اعلام می دارد . که مسافرین عازم ترکیه سوار شوند . ومسافران خرامان خرامان . سوار می شوند خسته و خواب الود . پس از سوار شدن مسافرین قطار به حرکت در می اید . نه با سرعت قطار تهران مشهد بلکه سرعتش بیش از ان . در قطار غذا جهت مسافرین با پرداخت وجه نقد سرو می شود . که تعدادی از مسافرین با خودشان از ایران تن ماهی اوردند .وشروع به خوردن می کنند . اشامیدنی همه رقم در قطار موجود است پس نگران نوشیدنی ابکی نباشید . همه رقم موجود جهت اشامیدن . خوب . بگذریم . قطار که در حال حرکت است .گاهی خارج از ایستگاه توقف می کند. که حای سوال است .پس از پرس وجو متوجه می شوی که چند نفر نظامی داخل قطار جهت امنیت جاده حضور دارند. و مراقب اوضاع واحوال هستند . توقف قطار در جاده گاهی بیش از نیم ساعت طول می کشد وقتی فضولی ات گل می کند وسری از شیشه قطار به بیرون می اندازی می بینی واویلا. حدو د 20 نفر ارتشی با اسلحه های مختلف در جاده جهت پاک سازی ومحافظت از قطار حضور دارند . نظامی ها جلوتر میروند . وبی سیم میزنند .که جاده امن است یا محدودیتی دارد . وقطار باز می ایستد . وپس  از خاطر جمع بودن از امنیت جاده قطار باز به حرکت ادامه میدهد . خلاصه ای ایست وحرکت به طور مداوم ادامه دارد . ومخالفین حکومت ترکیه کردهای خود مختار هستند . که با رژیم زورگوی ترکیه به مغابله برخواستند . سپس پس از گذشت 72 ساعت راه طولانی پر زحمت بلاخره به انکارا پایتخت ترکیه میرسیم . خوب چونکه خسته نشوید قسمت سوم سفر نامه را در هفته اینده تعریف می کنم بدرود