با سلامی به گرمی افتاب :

از اینکه چند روزی در نوشتن پستم تاخیر افتاد عذر خواهم . دلیل تاخیر مسافرتم به شمال بود . که هم اکنون قبل ازپر داختن به دنباله سفر نامه خارج از لطف نیست به شرح سفر داخلی ام را برایتان تا حدودی تو ضیح دهم ودر پایان به قسمت پنجم سفر نامه رومانی را تحریر  کنم . خوب دلیل مسافرت من به شمال کشور این بود . که اتفاقی با وکیلی در شهرستانمان  که به علت کاری امده بود اشنا شدم اسم این وکیل پر کار اقا قدرت بود . جوانی پر انرزی بود . نامبرده جهت یک پرونده حقوقی به شهرما امده بود ومن هم کارشناس پرونده بودم . پس از پایان مراحل کاری نامبرده ادرس هتلی را برای استراحت ازمن در خواست نمود که من هم از اقا قدرت درخواست کردم برای استراحت و صرف نا هار در خئمتشان  باشم که با در خواست من پذیرفته شد . خلاصه به منزل رفتیم و پس از صرف ناهار و خوابی در عصر انروز به اتفاق هم به خیابان رفتیم و قدم زدیم و شب برای استراحت و خواب به خانه برگشتیم . فردای انروز اقا قدرت ما از من خداحافظی کرد و عازم سفر به دیارشان شهرستان امل شد . خلاصه خداحافظی کردیم


و همدیگر را به خدا سپردیم . 20 روزی گذشت و این دوست وکیل ما به من زنگ زد و گفت یک معامله نون و اب داری سراغ دارم . زمینی به مساحت 4800 متر در بهترین نقطه مشهد وجود دارد ازیکی از دوستانم می باشد سریع بفروشید تا نونی هم گیر ما بیاید . گفتم ای دوست مهربان زمینی با این ابعاد مبلغ گزافی را طلب  می کند . گفت  بلی حدود 4 ملیارد می شود . عجب زمین پر حیرو برکتی . من با یکی از دوستانم به نام اقا محمد که در مشهد معاملاتی مسکن دارد. تماس گرفتم و ایشان ادرس را گرفتند و سر زمین رفتند و گفتند عجب زمین نازی است . این زمین کمیسیون کلانی دارد . من هم حوشخال شدم . اقا قدرت  دوست وکیل من هم مرتب زنگ می زدند که اقا چی شد از دستمان می پره ها . من هم شماره اقا محمد را دادم و گفتم با دوستم هماهنگ کنید . خلاصه پس از هماهنگی های در حد تیم ملی نتیجه بران می شود که من و اقا محمد برای دیدن مدارک زمین سری به امل بزنیم . اقا محمد ما هم قیمت زمین را متری 750000 تومان عادلانه می دانست و می گفت می ارزد .اقا قدرت ما هم ول کن معامله نبود و روزی 5 مرتبه زنگ میزد و می گفت اقا جو می پره . ها . بیایین دیگه . خلاصه با اقا مخمد هماهنگ کردم که به شمال برویم هم فال و هم تماشا . ماشین را اماده کردم و عازم به مشهد شدم . اقا محمد که قرار بود ساعت 8 صبح حرکت کنیم . به علت کار در باغشان و اب دادن درختان تا ساعت 4 بعد اظهر معطل شدیم . اقا قدرت هم مرتب زنگ میزد . و می گفت حرکت کردید . اقا جو . زود بیا ین می پره . ها . مشتری از تهران داره . زود حرکت کنید . من هم جونکه بد قول نشم . کفتم قدرت جان ما خرکت کردیم در ساعت 9 صبح. خلاصه اقا مخمد به اتفاق  من ساعت 4 بعد اظهر حرکت کردیم . . اقا قدرت  مثل سیر و سرکه شده بود و مرتب زنگ میزد اقا جو کجایید و من هم به خاطر اینکه تسلای زخمش باشم می گفتم ما نزدیک بجنورد هستم و غیره . خلاصه اقا قدرت ما هم می گفت اقا ما شام منتظریم . زود بیاین . من هم می گفتم باشه . خلاصه اقا قدرت هم می گفت زود بیایین فروشندگان در منزل من هستند . اگر زود نیا یین میرن تهران معامله می کنند . من هم بلاخره دل را به دریا زدم و گفتم . اقا قدرت شما بیدارنباشید بروید شامتان را بخورید و بگیرید راحت بخوابید . خلاصه ما ساعت 5 صبح روز بعد به امل رسیدیم . با اقا قدرت تماس گرفتیم و منتظر سر میدان و ایستادیم . خلاصه اقا قدرت هم با ازانس رسیدند و از مقازه کنار میدان نانی و کره ای و پننیری خریدندو عازم منزل اقا قدرت شدیم . خلاصه پس از رسیدن . گر فتن حمامی به استراحت پرداختیم . ولی حیلی جالب بود که در منزل اقا قدرت ما هیچکس نبود . نه از فرو شنده ای خبر بود . نه ار هیچکس دیگر . تازه اقا قدرت هم مدت یک هفته در منزل نبوده . و همسرشان در رشت بسر می بردند و خودشان در منزل پدر بود ه اند . .خوب دوستان عزیز بقیه ماجرای من و اقا قدرت و فروش زمین 4 میلیا ردی همزمان با سفرنامه تحریر می گردد . برگردیم به دنبا له داستان قسمت پنجم سفر به کستانزا مامایا . مقدمه ای برای دوستانی که تازه به جمع خوانندگان این سقر نامه پرداخته اند. داستان من بدانجا رسیذ که برای دیدن جزیره نپتون که ساحل لختی ها بود بدانجا رفتم و پس از گذشت توقف چند ساعتی به کستانزا مامایا برگشتم . کستانزا مامایا منطقه ی ساخلی است که بسیار زیباست و هزینه ماندن در این جزیره بسیار ارزان است . شما برای پرداخت یک میز با خوراکی های دریاای و کباب برگ و نوشیدنی های الکلی و غیر الکلی باموسیقی زنده و رقص در میان سن کلا مبلغ 15000 تومان با وجه رایج مملکت که نهایتا با دلار محاسبه می شود پرداخت می کنید . اگر اهل عشق و حال باشید  می توانید در سالن های رقص دختران مورد علاقه تان را با مبلغ ناچیزی حدود 15000 تومان با مخاسبه دلار انتخاب کنید و به محل سکونتتان ببرید و تا صبح در کنارتان ما نند  یک کبوتر بقو بقو کنید . تازه یک مطلب خیلی جالب که به خاطرم رسید این است . که کاهی ممکن است با دختری که تماس گرفتید و تقا ضای سکس دارید خواهر یک پلیس باشد  پس هیچ نگران نباشید . حتی ممکن است برادرش با لباس یو نیفرم خواهرش را به محل سکونت شما بیاورد تا مطمئن شود محلش امن است پس وحشت نکنید جای هیچ گونه نگرانی نیست و با اسودگی خاطر بقو بقو کنید و تا صبح ساعت 8 در اختیار شماست . ارو پای شرق دختران زیبایی دارد حدود سنین انها 15 ساله تا 25 ساله هستند مانند یک عروسک بلوند م  طلا یی با چشمانی ابی و سبز . مهربان . . شبها می توانید به سالنهای مخل تجمع خانم های زیبا بروید ودر ان جا چخ چخ کنید . تا وقتتان گرفته شود . روزها به کنار ساحل بروید و در کنار فرهنگ های مختلف به برنزه کردن و شنا کردن و خوردن چند لیوان ابجو در کنار دختران زیبا سپری کنید . با حد اقل هزینه . سپس در زیر یک چتر افتابی قرار بگیرید و در دنیای خودتان غوطه ور شوید . . مخارج زندگی  بسیار ارزان است شما می توانید با داشتن یک ملیون تومان مدت یک ماه مثل یک کنت زندگی کنید . نحوه سفر از ایران هم از راه زمینی مقدور است هم از طریق هوایی . بستگی به سلیقه شما دارد . در ضمن بهتر است به هیچ عنوان برای کسی ایجاد مزاحمت نکنید . همه چیز بر پایه قانون است . خوب دوستان سفر نامه رومانی در اینجا به پایامن می رسد ودر سفر نامه بعدی سفر به بلقارستان را تو ضیح خواهم داد . بدرود