زندگی عین سفر است و سفرر خود زندگی است .برای شناختن جهان پیرامون خود باید دل کند و رفت تا تجربه کرد اینجا جایی است برای به اشتراک گذاشتن ان تجربیات سفر وباید سفر را از ایران اغاز کرد تا زیباییهای جهان هستی پیرامون خود را بهتر درک وقیاس کنیم . باید همچون عقاب تیز پرواز پر بگشایید و  با چشمان خود جهان پیرامون خود را بهتر درک کنید و بدانید این جهان هستی بخش از نظم و قواعد خاصی پیروی می کند . پس درود براین جهان هستی بخش.

دوستان مهربانم از اینکه خلاف وعده در پستم به وجود امد عذر خواهم . دلایل بی شماری باعث این تاخیر گردید که بد نیست تا حدودی به ان بپردازم و سپس وارد سفر نامه گردم .

من به اتفاق یکی از دوستان قرار گذاشتیم که در دیماه 1390 یعنی سال گذشته به مالزی برویم . چرا دیماه سفر را اغاز نمودم . به خاطر اینکه در فصل زمستان مسافرت به کشورهای اسیای جنوب شرقی  فصل مناسبی است


دلیل اول من . مسافرت به یکی از کشورهای همسایه بود که مدت ان کمی زمان بر شد کشور مورد نظر عراق بود که با توجه به اینکه یکی از دوستان در ان کشور به سر می برد مدت توقف  من بیشتر از حد معمول شد . و دومین دلیل تاخیر در پستم قرار گرفتن در بورس سکه اتی بود که تمام وقتم صرف این مهمان نا خواسته شده بو د که بد نیست به خاطر اینکه شما وارد این منزل این میزبان نشوید کمی به ان  پرداخته شود . بورس سکه اتی خرید و فروش سکه مجازی اینترنتی است که ناخواسته توسط یکی از دوستان وارد این معقوله شدم خدا نصیب گرگ بیابان نکند یک بازی خطرناک و بدون ضمانت حفظ سرمایه است . خرید وفروش سکه اتی این چنین است که برای شما ازمونی در مورد اطلاعات بورسی  شما توسط یکی از کارگزاری ها برگزار میشود . وپس از قبولی در ازمون مربوطه کد بورسی اتی برای شما باز می شود و شما می توانید توسط اینترنت وارد خرید وفروش سکه اتی شوید .اول بازی بسیار زیبا و مار خوش خط خالیست . وروزانه از 100هزار تومان تا 500000  تومان به شما سود می دهد و فکر و ذهنت مدام درگیر این معاملات می کند که گاهی خورد و خوراکت ر نمی فهمی همیشه در استرس فکری روزانه هستی نکند امروز اتفاقی بیفتد خبر ی پخش شود که جو روانی در مملکت شروع شود من فکر میکنم خدواند می خواست از من انتقامی بگیرد که مرا وارد چنین بازی کرد . استراحت . نوشتن . خوردن . خوابیدن تماما از من گرفته شد . بگذریم روی سود بودم و روزانه مبلقی به حسابم واریز می شد که اتفاق نا خوشایندی افتاد بازار بورس تعطیل شد و جو امنیتی بر مملکت حاکم . شایعه شد که دلار فروشان و دلالان ارز را در تهران توقیف کرده اند . جو حاکم بر معاملات بورسی متشنج و خطرناک پس از سه روز تابلوی معاملات اتی گشوده شد صف فروشندگان نزدیک به 3000قرارداد فروش صف خریداران 0روزی 5 درصد منفی  روزانه 5000000 از حسابت کسر اعصاب وروان صفر . استرس شدید روز بعد 5ملیون از حسابت کسر چه می شود کرد . هر روز 5 ملیون . سودی که شامل حالت شده به اصطلاح حرکت شتری و لی ضرر روزانه لگد خرکی . خلاصه فقط شبانه می توانی با قرص ارام بخش به خواب روی . ظرف یک هفته کل سرمایه ات از بین  میرود . دو.ستان به شما پیشنهاد می دهم در مملکت ما از بورس و سرمایه افراد هیچگونه حمایتی نمی گردد و گاهی با جو روانی که در مملکت ایجاد می گردد با عث از بین  رفتن کل سرمایه افراد میگردد پس بهتر است شما هیچ وقت وارد چنین بازی هایی نشوید . خوب بهتر است این مقوله را به پایان دهیم و به اولین قسمت سفر نامه مالزی گردیم .

من به اتفاق  یکی از دوستان قرار گذاشتیم برای مسافرت  به کشور مالزی برای دیماه بلیط تهیه کنیم به  دفتر هواپیمایی رفتیم و بلیط برای  دیماه  رزرو شد هنوز  دوماهی به سفر مانده بود .در کشور ایران  همزمان  با رسیدن  فصل زمستان است و هوا خنک می باشد ولی  در کشور مالزی که در جنوب شرقی اسیا  می باشد هوامعتدل و بهاری است و زمان  بسیار خوبی برای مسافرت است پس  لازم است قبل از مسافرت به کشورهای  دیگر فصل اب هوایی منطقه  را مورد نظر قرار دهید و اطلاع کسب کنید . برای مثال در زمستان و یا پاییز نباید مسافرت به کشورهای  همجوار از جمله روسیه و بلوک شرق را اغاز نمایید زیرا هوای منطقه بسیار سرد است . اسیای جنوب شرق  مانند کشور مالزی . سنگاپور. تایلند . برمه . اندونزی . هند برای قصل زمستان پیشنهاد  می گردد . بگذریم . زمان به کندی  می گذشت بلاخره 10 روز مانده به مسافرت دوستم اعلام نمود که من مشکل دارم واز امدن خودداری نمود من همانطور که در سفرنامه هایم گفته بودم در هیچ کجای دنیا ادم خور خوره وجود ندارد. هیچ گونه ترسی به خود راه ندهید. و سفرتان را به تاخیر نیندازید. زیرا هیچ گونه اعتباری به فردای مسافرت خارجی در مملکت ما وجود ندارد. پس وقت را غنیمت شمارید چمدانتان را بر داشته و به سفر ادامه دهید . بلاخره من هم بلیط را گرفتم و پروازم را از تهران به مقصد کوالالامپور اغاز کردم . بد نیست برای مقدمه جریان فرودگاه مهر اباد بخش مسافرت های خارجی را برایتان توضیح دهم . پرواز برای 9 صبح بود 4 ساعت قبل از پرواز در فرودگاه تنها روی صندلی نشستم و گذرنامه ام و بلیط پرواز را به بخش مربوطه تحویل دادم . تا مراتب قانونی اقدام گردد تنها مشقول خوردن تخمه بودم . و گاهی به هر طرفی سرک می کشیدم . وسایل همراه من یک عدد کیف سامسونت با لوازه بهداشتی . زیر شلواری و 2 شورت و مسواک . مقداری پسته و الو همراهم بود در داخل کیفم بود در کنار من دونفر که بایک دیگر همسفر بودند نشسته بودند که معلوم بود که انها هم شهرستانی هستند. به انها تخمه تعارف کردم. و انها هم به من پسته تعارف کردند بلاخره باب سخن باز شد شما از کجا امدید گفتند ما از مشهد هستیم خوشحال شدم که هم والایتی خود را در فرود گاه پیدا کرده ام. گفتم عازم کدام کشورید گفتند مالزی . باز هم خوشحال شدم . وانها پرسیدند شما عازم کجایید من هم گفتم مالزی و انها پیشنهاد دادند پس چه خوب است که همه هم اطاق شویم. ومن هم باز خوشحالتر شدم شدیم سه نفر همسفر پس از گذشت 2 ساعتی یک مسافر تنهای دیگری به جمع ما پیوست و او هم پیشنهاد همسفری به جمع ما بود که پذیرفته شد . بلاخره در ساعت 9 صبح سایت هوایی پرواز مالزی اعلام نمود که مسافرین سوار شوند و پس از تشریفات قانونی و گمرکی سوار هواپیما شدیم .  هواپیما ایرباس 747 بود نزدیک به 600 نفر مسافر در خود جای  میداد . به خاطر اینکه نزدیک به 8 ساعت پرواز ادامه پیدا میکرد از طریق ال سی دی های نصب شده سه فیلم سینمایی دبش  نشانمان دادند یکی از فیلم ها کفش های عمو نوروز بود و دیگری فیلم هندی به نام مادر . و سومی یک فیلم امریکایی . خلاصه خیلی خوش گذشت . پس از گذشت 8 ساعت با اعلام خلبان هواپیما به کشور مالزی رسیدیم ودر پایتخت ان کشور کو لالامپور هواپیما به زمین نشست .دوستان خوبم به خاطر اینکه خسته نشوید قسمت دوم سفر به مالزی را در مورخه 1391/9/1 به شرح ماجرا میپدازم و ضمنا قول می دهم تاخیری  صورت نگیرد بدرود